تبليغاتX
پورتره - سایه ها : خیالی یا واقعی؟ !

پورتره

شوخی! یا جدی ؟ !

همه از هم میترسیدند ، اما بعضی بر ترسشون غلبه کرده بودند و برخی دنبال یه الگوی نترسی، به دیگران خیره تر از همیشه شده بودند. یکی از نترسها موقع معرفی خودش گفت : من مارکسیستم و ۱۱ ساله این کاره ام ....! ما همه جفت کردیم . مونده بودیم از اینهمه شجاعتش . خدایا این چطور جرات میکنه اونهم دراین شهر تک حزبی . همه جون گرفتند و هر کی سعی کرد خودشو خطر ناکتر جلوه بده !! من هیچی نداشتم بگم ، نه چپ بودم ونه راست . تاکید کردم روی آگاهی بخشی به زنها و اینکه هدف منسجم کردن زنهاست در آگاهیهاشون درباره ستم جنسی که رواج بیش از حد داره . گفتند چه کاره ای گفتم نمی دونم فقط میدونم یه زنم و تحت ستم جنسی . همه بی تفاوت از کنارم گذشتند . راستی ها از اسلام وحقوق زنها ودامنشون که دائم همه مردها رو به معراج  میرسونه حرفها و حدیثها گفتند و چپ ها با پوزخند های تاریخیشون از بن بستهای اسلامی فاکتهای بیشمار آوردند ، من در گوشه نتیجه گیریهام کز کرده بودم و منتظر جمله آخر .

مدتهاست از اون روزها گذشته ومن امروز حرف آخر رو خودم میزنم ، حرفی که شاید میبایست اول میزدم . امروز از همه خطرناکترم ، شاید چون از خودم حرف میزنم ، شاید چون از دایره حرفهای تکراری دیگران بیرون اومدم ودنبال الگویی برای نترسی نیستم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 2:25  توسط مینو   |