در شرايط اجتماعي وسياسي فعلي با ادعاي ارج نهادن به ' مقام والاي زن ' تعريف تمسخر آميزي ازپوشش او شكل گرفته است . پوششي كه به هر مناسبت ميتواند موجب تشويش وتحقير و تهديد او باشد. مقامي كه در هر چهارراهي ميشود به چكمه اش يا به سانتيمتر شال و روسريش يا مدل مانتو اش بطوررسمي و غير رسمي گير داد و تهديدش كرد ودر اتوبوس وميني بوس راهي ' توهين گاه ' هايش كرد . اين مقام والا! پوششي در حد تمسخر دارد و ميشود براي تحقير متهمان وجانيان و زورگيران از پوشش او استفاده كرد . مقام او را ميتوان از لباسهايي كه به هر عنواني مورد توهين – تهديد وتحقير قرار ميگيرد تشخيص داد. مقامي والا كه هنوز بعد از 29 سال نه مقامش و نه والايي اش عملاتوسط مدعيان اين عنوان اعطايي به اثبات نرسيده است.
از دید آنها چگونه میتوان به موجودی که باید رویش خوابید وازش بچه در آورد وازدستانش برای پخت غذا ،از فکرش برای بارآوردن بچه هایی سربراه(که این هم خود تعریفی دارد!) از زبانش برای تایید ،گاهی بیان حسادتها،گاهی حرفهایی پر از بیانات عاشقانه (ولی نه لزوماعارفانه،چون حوصله مردها از عارفانه بودن زن سر میرود!)جور دیگری نگاه کرد ؟چگونه میتوان در حالیکه در مجلس بر علیه یا برله همجنسانش حرفهایی میزند ، حق خواهی میکند ، یا ساکت است، جور دیگری نگاه کرد. از دید ایشان یک زن چیزی نیست جز « برانگیزاننده شهوات » چگونه برابری به او تعلق میگیرد ، درحالیکه چیزی نیست جز همانچه گفتیم : جسمیت وجنسیتی با کاربرد معلوم . اتفاقا نصب همه این نگاهها به خداوند هم راهش باز است: نگاه کنید به اندامش ،بعداز ۹ماه و نه روز در رحم اوست که بچه درست میشود . ببین بچه گیش را :چسبیده به عروسکهایش . اینها همه خلقت خداست ،بنازم به خدا که قبل از بشر همه چیز را تعریف کرده !!
این چیست جز نگاه جنسیتی به زن ؟؟؟؟!!!!!
این کیست که به زن نگاه ابزاری دارد ؟؟این چیست جز نگاه جنسی به زن انداختن ؟؟!!جز اینکه به او به عنوان ابزاری برای تولید مثل نگاه میکنند ؟یا اندامی برای لذت مرد؟ تهوع آور است که کاربرد یک انسان را تا به این حد تقلیل میدهند.
دستی میان دشنه ودل نیست
مرگ ابراهیم لطف الهی دانشجوی زندانی در زندان سنندج که خودکشی قلمداد شده قلبم رو بدرد آورده ویاد این شعر از خسرو گلسرخی افتادم . بخصوص وقتی آدم تلاش عجیب وغریب یه عده رو میبینه که در گوشه وکنار خاورمیانه ودنیا دارند زور میزنند وبا بستن بمب به خودشون معلوم نیست میخوان به « خدا» زور بگن یا به « آدمها».
